سوختم باران بزن شايد تو خاموشم كني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

ديگه شروع شد!
ماهي كه هممون لحظه شماري ميكرديم بالأخره رسيد.
اين ماه بوي سيدمونو ميده
اگر خوب گوش كنيد ميشنويد صدايي رو كه ميگه:
ــــــــــــــــــــــــ
سر زد از جيب فلك باز هلال قمري
كه محرم شد و گرديد حسينم سفري
ــــــــــــــــــــــــ
صداي ناله ها رو ميشنوين؟؟
ناله هاي العطش بچه هاي كو چولوي قافله ي ارباب از حالا داره به گوش ميرسه
اين ناله ها حماسه ساز شدن، موندگار شدن، قيامت كردن.
سيدم پاشو ديگه محرم هم از راه رسيد پس كي ميخواي بري هيئت؟؟؟
مردم منتظرتن ميخوان صداتو بشنون
تشنه ي يه سينه زني حسابين!
سيد،، جون بي بي رقيه پاشو!!!
سيد به ناله هاي رباب قسمت بدم پا ميشي؟؟؟؟؟؟
به من نگو محرم مياد و ميره و خبري ازت نميشه
من اين چيزا سرم نميشه!!!
هنوزم منتظرم
ميدونم مياي مهربونم

"مجنون ذاكر"
+
نوشته شده در
86/10/20   به قلم مجنون ذاکر
|