
** خميني ، بزرگ مرد تاريخ **
سيّد بزرگواري كه سرنوشت ملتي را تغيير داد.مردي كه نامش جاويدان مانده و تا ابد
جاويد خواهد ماند.پيچش قلم به راستي از توصيف و شرح استقامت ، اخلاص ،
شكيبايي و اقتدار اين ابر مرد عرصه ي علم و عرفان و سياست عاجز است.
در وصفش همين بس كه هنگام بازگشت به ايران وقتي متوجّه تلاش كميته ي استقبال
شد فرمودند: (( مگرميخواهند كوروش را وارد ايران كنند؟طلبه اي از ايران خارج
شده و همان طلبه به ايران بازگشته است.))
سروده اي از ايشان در مورد انتظار مهدي موعود (عج) :
غم مخور ايّام هجران رو به پايان ميرود
اين خماري از سر ما مي گساران ميرود
***
پرده را از روي ماه خويش بالا ميزند
غمزه را سر ميدهد غم ازدل و جان ميرود
***
بلبل اندر شاخسار گل هويدا مي شود
زاغ با صد شرمساري از گلستان ميرود
***
محفل از نور رخ او نور افشان مي شود
هر چه غير از ذكر يار، از ياد رندان مي رود
***
ابرها از نور خورشيد رخش پنهان شوند
پرده از رخسار آن سرو خرامان مي رود
***
وعده ي ديدار نزديك است ياران مژده باد
روز وصلش مي رسد ايّام هجران ميرود
_______ ____________ _______
روحش شاد ؛ راهش پر رهرو باد.
"مجنون ذاكر"
+
نوشته شده در
86/11/18   به قلم مجنون ذاکر
|