
گل داده است لذت هر بار دیدنت
دستش شکسته باد به هنگام چیدنت
***
باید ببینمت که دلم تازه تر شود
فرق است بین دیدن تو تا شنیدنت
***
خیلی شبیه قصه خورشید وابرهاست
این طرز خم به حضرت ابرو کشیدنت
***
اصلاً گلایه از تو ندارم نسیم ناب
هر سو که هست سمت عزیز وزیدنت
***
جزء مرام سبز و لطیف پرنده هاست
از شا خه ای به شاخه دیگر پریدنت
***
زیبا گرا نبهای پر از ناز ، بی گمان
عمرم نمی رسد به ازاء خریدنت
***
این انتخاب هرچه شود حاصلش یکیست
یا مردن به پای شما ، یا ندید نت ....!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
"مجنون ذاكر"
+
نوشته شده در
87/01/27   به قلم مجنون ذاکر
|