تبليغاتX
من مجنون کو لیلی؟؟؟
با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ... با خبر باش که من غرق گناهم همه شب "مجنون ذاكر"



من مجنون کو لیلی؟؟؟




 

سالروز آغاز امامت  يار و ياور شيعيان و مظلومان در آخر الزمان

 

حضرت صاحب الأمر و الزمان مهدي فاطمه (عج)

 

خدمت سيدم و تمامي رهروان تهنيت باد

 

 

مجنون ذاكر

 

*** به اميد ديدن جمال روي آن حضرت ***

 

مجنون ذاكر

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز در تاريخ

 

۱- آغاز امامت دوازدهمين ستاره ي آسمان ولايت حضرت مهدي (عج)

 

۲- سالروز ولادت آيت الله سيد علي سيستاني

 

۳- به هلاكت رسيدن عمر ( عليه لعائن الله )

 

 و شادی اهل بیت (علیهم السلام)

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  86/12/26   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

 شهادت مظلومانه ی یازدهمین ستاره ی آسمان ولایت

حضرت امام حسن عسکری (ع) را به تمام

دوستداران آن حضرت و عشاق اهل بیت تسلیت عرض میکنم.

 

مجنون ذاكر

***

مجنون ذاكر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حضرت امام حسن عسكري(ع):


امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود .

مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش 

فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد .

اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و

در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صورت و سيرت امام حسن عسكري (ع):


امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت .

ابروهای سياه کمانی ، چشمانی  درشت و پيشانی گشاده داشت .

دندانها درشت و بسيار سفيد بود .

خالی بر گونه راست داشت .

امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و

مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود .

راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش -

در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد . 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 شهادت امام حسن عسكري (ع):

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .

در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم

( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری -

رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد .

خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد .

يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته

ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند .

و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود .

بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او

مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای 

مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و

قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که

پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن

حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از

دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع

الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت

نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند

آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال

تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم

عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله

(ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی

پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت

ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های 

مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از

 آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور

حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار مي شد .

حتی قابله هايی  را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی  کنند .

 اما خداوند متعال حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان

نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را

سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود

پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به

 عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن

عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف

ديگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود .

بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر

سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست .

مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  86/12/25   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

مجنون ذاكر

 

آن روز كه بي صدا در غروب دلتنگي ام سفر كردي

 من كاسه اي از اشك چشمانم را بدرقه راهت كردم .

 آن روز كه ساك سفرت را برداشتي ،

من پنهاني در جيب كوچكت گلسرخي را گذاشتم

تا اگر چشمت به آن افتاد به رسم طبيعت در بهار برگردي.

 من هنوز منتظرم ،

منتظر تا با دلي صاف و ساده وقلبي روشن برگردي و بداني محبت سرايي ندارد

و بداني آنجا كه دل آدم آنجاست همان جا محبت هم هست.

كاش بهار به قلب من سري مي زد .

كاش دستي لبريز از محبت غبار غم را از پنجره دلم مي زدود.

"مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/12/24   به قلم مجنون ذاکر  | 


مجنون ذاكر

گل تاب فشار در و ديوار و ديوار ندارد

 

 

مي نويسم فاطمه(س)

 

زني را ميبينيم كه براي دفاع از همسر مظلوم خويش محسني را از دست داد

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

دختري را ميبينم كه پر پر زدن مادر جوانش را با چشمان خودش ديد و دم نزد

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

مردي را ميبينم كه دستانش را بسته اند اما چشمان بازش خيره مانده به آنجا.

 

همان جا كه شاخه ي گل ياسي در خون غوطه ور شده است

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

آتشي را ميبينم كه زينب هنوز بار اوّليست كه آن را تجربه ميكند

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

كوچه اي را ميبينم و كودكي كه در ميان آن كوچه سيلي خوردن مادرش را ديد

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

ناله اي را ميشنوم ناله ي دختر پدر از دست داده اي را كه

 

 اهل مدينه او را از ناله كردن نيز منع كردند

 

مردمي كه به جاي مرحم گذاشتن بر زخم دلش از او خواستند كه

 

 يا شب گريه كند يا روز

 

و او چون اينهمه سنگدلي را ديد تاب نياورد و به خارج از مدينه رفت

 

ناله هايش را براي بيت الاحزان خويش گذاشت

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

مدينه را ميبينم مدينه اي كه ديگر نشاني از فاطمه ندارد

 

 

فاطمه...

 

فدك غصب شده...

 

ميخ در...

 

غربت علي ...

 

 

فرا رسيدن ايام محسنيه را به تمامي عشاق تسليت عرض ميكنم

 

"مجنون ذاكر"

 

 

 

+ نوشته شده در  86/12/22   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

ــ هر که دارد هوس کوی رضا بسم الله ــ

كي دلش زيارت ميخواد ؟؟؟

آقاي ما مهمون نوازن

با اينكه غريب الغربان امّا

غريب نوازن!!!

آهاي تويي كه از همه بريدي

آهاي تويي كه از همه بدي ديدي

يه آقايي هست كه نميتوني ازش دل بكني

يه آقايي كه تو اوج غربت دست خيلي از غريبها رو گرفت

 اين آقا مريضا رو هم شفا ميده

من يكي با چشماي خودم ديدم

(( آخه مريض منو هم شفا داد ))

تو از آقا بخوا خواسته ي دلتو!!

حاشا به كرمش كه دست رد به سينت بزنه

آقا بزنم حرفمو ؟؟؟؟؟

نه نميگم بازم از اين سه نقطه ها رديف ميكنم

........................

 

شهادت ثامن الحجج (ع)

 

وقتی دل من میگیره زیرفشارغصه ها      

 

                                  جزتوپناهی ندارم.جزحرمت برم کجا

 

***

تابچه آهوی دلم به دام زلفش اسیره      

 

                         هیچ کسی نمی تونه منوازدست اقابگیره

 

***

ازکوچکی تابه حالا همیشه گفتن برامون  

 

                         کسی رورد نمیکنه از درخونش اقا مون

 

***

مسیحی روشفا میده یهودی رودوامی ده   

 

                           امشب گمونم به ماها برات کربلا می ده

 

***

پنجره فولاد رضا برات کربلا می ده           

 

                           هرکسی کربلا می ره ازحرم رضا میره

 

***

آهوی سرگردونتم اقا بلا گردونتم            

 

                       یه باردیگه راهم بده هرچی باشه مهمونتم

 

***

دلم میخوادهرچی دارم نذرامام رضا کنم      

 

                         دار وندارمو یه روز به راه اون فدا کنم

 

***

دلم میخوادهرچی دارم دونه و گندم بخرم     

 

                          با چشم گریون اقاجون رزق کبوترا کنم

 

***

دلم میخواد روبروی گنبد زردت بشینم          

 

                          شب تاسحر گریه کنم روضه مادربخونم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهادت جانسوز  ثامن الحجج علي بن موسي الرضا را

به تمامي عشاق آن حضرت تسليت عرض ميكنم

"مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/12/17   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

سالروز وفات پيامبر عظيم الشأن اسلام

و شهادت جانسوز غريب مدينه را به تمامي رهروان و محبان

***تسليت عرض ميكنم***

 

وفات پيامبر عظيم االشأن اسلام

 

**السلام عليك يا كريم اهل بيت**

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زآن طشت پر ز لخت جگر در مقابلش

پيدا بود كه زهر چه كرده است با دلش 

***

مظلوم چون علي و به مظلوميش گواه

آن پاره هاي دل ، كه بود در مقابلش

***

او حاصل نبوّت و بيداد دشمان

از آب شعله خيز ، شرر زد به حاصلش

***

عمر حسن ز عمر علي سخت تر گذشت

تا آن كه مرگ آمد و حلّ كرد مشكلش

***

از ورطه اي كه بود كران تا كران ملال

موجي زد و رساند شهادت به ساحلش

***

هر مرد راست ، محرم دل همسرش ولي

غربت ببين كه همسر او گشته قاتلش

***

از زهر پاره پاره و از صبر ، ريز ريز

قرآن برگ برگ شهادت بود دلش

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  86/12/14   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

 

مجنون ذاكر

 

 

تنها نه همچو شمع به پایت گریستم

 

هر جا كه دست داد برایت گریستم

 

***

در كربلای عشق تو دوشینه یك فرات

 

ای جان تشنه‌ام به فدایت گریستم

 

***

هر جا كه داد تشنه‌لبی پیش یار جان

 

بر كشتگان كرببلایت گریستم

 

***

در شام هجر از دل تنگ خرابه‌ام

 

هی ناله كردم و به عزایت گریستم

 

***

هر جا كه مرغ نوحه‌سرا نوحه كرد سر

 

پرپر زدم من و به هوایت گریستم

 

***

هر كس به سینه می‌زد و می‌گفت یاحسین

 

همراه او به زیر لوایت گریستم

 

***

در راه شام همره یك كاروان اسیر

 

بر آن سر ز جسم جدایت گریستم

 

***

زمزم شدم ز گریه سر كوی ماتمت

 

دل سعی كرد و من به صفایت گریستم

 

***

ای تشنه‌لب كه آبروی عشق خون تست

 

بر خون تو به خون خدایت گریستم

 

***

فردا كه هیچ جز غم عشقت نمی‌خرند

 

شاها گواه باش برایت گریستم

 

***

ای دیده خفته بودی و من از دل پناه

 

در ماتم حسین به جایت گریستم

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

"مجنون ذاکر"

 

 

+ نوشته شده در  86/12/11   به قلم مجنون ذاکر  |