تبليغاتX
من مجنون کو لیلی؟؟؟
با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ... با خبر باش که من غرق گناهم همه شب "مجنون ذاكر"



من مجنون کو لیلی؟؟؟




 

 

مجنون ذاكر

 

«السلام عليك ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لامير المؤمنين و الحسن و الحسين...

اشهد الله انك مضيت على ما مضى به البدريون و المجاهدون فى سبيل الله المناصحون فى‏جهاد اعدائه

المبالغون فى نصرة اوليائه الذابون عن احبائه...» 

 

سلام بر برادر با وفاي حسين

آقا يا امام زمان تسليت ميگم بهتون شهادت عمو ي بزرگوارتون رو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عباس یعنی با شهیدان هم نوازی

 

عباس یعنی یک نیستان تکنوازی

 

عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق

 

یعنی مسیر سبز پر پیچ و خم عشق

 

جوشیدن بحر وفا معنی عباس

 

لب تشنه رفتن تا خدا معنی عباس

 

مجنون ذاكر        مجنون ذاكر           مجنون ذاكر

 

آقا ميگن بي بي زينب خيلي منتظرتون موند تا بر گردين 

 

 آقا ميگن رقيه اميد داشت كه هرچه زودتر عموي مهربونش برگرده و

 

بياد سراغش و دوباره خوشحال باشه اونم ميدونست بعد از عمو عباس

 

از خوشحالي خبري نيست كه نيست !

 

 آقا رباب علي كوچيكشو گرفته تو بغل ميدونه با آوردن اسم تو بچش

 

آروم ميشه سرشو ميبره كنار گوش علي كوچيكش بهش ميگه پسرم ،

 

عليم ، تحمل كن مادر يكم ديگه صبر داشته باش ، بهش ميگه

 

اي آرزو هاي رباب قدري تحمل كن بخواب

 

علي قشنگم يه كم ديگه تحمل كني عمو عباست برميگرده با دست پر

 

برميگرده (( آخه رباب خبر نداشت عباس براش دستي باقي نميمونه ))

 

حالا ديگه شيرخواره هم آروم گرفته با شنيدن اسم عمو عباسش دلش

 

قرص شده

 

زينب زينب زينب

 

وايساده دم خيمه منتظره چشم به راه دوخته منتظره دوباره قد رشيد

 

داداش جوونشو با چشاي باز باز ببينه

 

حالا چشماشو بسته حالا داره فكر ميكنه حالا داره تجسم ميكنه حالا داره

 

به تنها آرزوش فكر ميكنه

 

به اين فكر ميكنه كه همونطور كه وايساده و منتظره يهو داداش عباسش

 

از راه ميرسه سوار اسب داره ميتازه و مياد طرف زينب !

 

 به گرد و خاكي كه از دويدن اسب داداشش به عرش آسمون رسيده با

 

ذوق و شوق نگاه ميكنه از دور واسه داداشش دعا ميخونه نكنه كسي

 

داداشمو چشم بزنه قد رشيدش آخه لنگه نداره!!

 

ميره به روزاي خوبي كه با عباس داشت !

 

 

عباس هميشه مراقب زينب بود هيچ وقت نميذاشت زينب اذيت بشه هيچ

 

وقت!

  

زينب تو همين فكرو خيالاست چشم باز ميكنه و اميد داره داداشش

 

برگرده خدا اميد هيچ كسو نا اميد نكنه

 

 

وايساده ميگه الان مياد الان دادشم از راه ميرسه الانه كه دوباره ببينمش

 

ايندفعه اگه برگرده...

 

امّا يه چيز ديگه ميبينه اي وااااااااااااااااااااااااي زينب چي ميبينه؟؟

 

حسين حسين

 

 

حسين آروم آروم داره مياد طرف خيمه گاه امّا دستشو گرفته به كمرش

 

زينب با حسرت به برادرش چشم دوخته

 

چرا حسين نمياد طرفش چرا داره ميره طرف خيمه ي عباس امّا زينب

 

از ديدن يه چيز خوشحال شد

 

اون ميدونست هر كي كه شهيد بشه حسين با كمك بقيه ميارتش تو خيمه

 

ي شهدا امّا ديد حسين عباسو نياورد خوشحال شد

 

پس هنوز داداشم زندست پس هنوز بي عباس نشدم

 

(( آخه زينب خبر نداره عباس به حسين چي گفته!!

 

اون دم آخري عباس از حسين يه خواهش كرد

 

داداش.............

 

منو به خيمه ها نبر بذار همينجا بمونم بذار همين جا بمونم بذار همين جا

 

بمونم

 

داداش من از روي زينب خجالت ميكشم

 

 

داداش من به رقيت قول دادم

 

داداش رباب هنوزم چشم اتنتظارمه ميدونم

 

داداش منو به خيمه گاه نبر))

 

زينب از فكري كرده بود دلش روشن شده بود ته دلش ميگفت داداش

 

رشيدم مياد ميااااااااااااااااااد

 

اما زينب هنوزم چشاشو دوخته به حسين كه با كمر خميده داره ميره

 

طرف خيمه ي عباس نميدونه چه خبره

 

يا نميخواد باور كنه داداشش مرده داره ميبينه

 

حسين رفت تو خيمه ي عباس زينب دستشو گذاشت رو قلبش

 

حسين ستون خيمه ي عباسو پايين كشيد زينب پلك نزد

 

ديگه نتونس پلك بزنه توانايي پلك زدنو هم از دست داد بي بي

 

دستشو گرفت به پهلوش آروم آروم نشست دم در خيمه چشاشو بست

 

آرزو كرد ديگه چشم باز نكنه ميدونست حسين هم براش نميمونه ديگه

 

ناي نفس كشيدنش نبود بي بي مونده بود به رقيه چي بگه

 

رباب رباب هنوزم چشم دوخته به خيمه حسين نميتونست تو چشاي

 

زينب نگاه كنه با اين كارش زينب فهميد بي برادر شده

 

با اين كارش به زينب گفت زينبم بي يار و ياور شدي زينبم تنها شدي

 

((زينبم بي عباس شدي))

  

 "مجنون ذاکر"

 

+ نوشته شده در  86/10/28   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

 

 

 

يا حسين التماس دعا از همتون تو اين ماه عزيز 

قلبم شكسته

 

بعد يه عمر در به دري اينه جواب من؟؟؟

 

ارباب من كه اينقدر دوست دارم حرمتونو ببينم؟؟؟؟؟؟

 

من كه ...

 

ارباب حسين اينه رسمش!!!

 

شنيده بودم اگر هر وقت دلت  خيلي شكست و با چشماي گريون دعا كردي

 

دعات مستجاب ميشه!!!

 

منم اين كارو كردم

 

تو خود گفتي كه در قلب شكسته خانه داري

 

قلبم حسابي شكسته بود

 

دلم فقط يه زيارت ميخواست

 

خواستم ازت،، با چشاي گريون هم ازت خواستم امّا ...

 

اينطوريه؟؟؟

 

هر كي اومد پيشت دستش يه نامه فرستادم

 

گفتم اينو بندازين تو ضريح اربابم خودش ميدونه جوابمو چه طوري بده!

 

گفتم شما ها يي كه دارين ميرين زيارت به ارباب بگين:( من منتظر جوابش ميمونم.)

 

صبرم زياده نامه ها يكي يكي رسيدن دستت،،، امّا دريغ از يه جواب

 

ارباب ميخوام باهات درد دل كنم

 

ميخوام سرمو بذارم روي ضريح و زار بزنم ميخوام ضجّه بزنم ميخوام فرياد بزنم

 

 

ميخوام بگم آقا ، مولا ، سرور،

 

من كربلا ميخوام ، من زيارتتو ميخوام ،

 

من دلم حسابي براي تل زينبيه تنگه

 

من ميخوام با پاهاي برهنه تو بين الحرمين راه برم

 

من ميخوام با چشاي گريون از برادرتون رخصت بگيرم و بيام طرف شما

 

واي ارباب كفّ العباسو نگين كه دلم آتيش ميگيره

 

خيمه گاه ، قتلگاه ، مقام شهدا...

 

 من ميخوام چشمام بيافته به گنبد قشنگت تا دوباره دلم حالي به حالي بشه

 

من...

 

 راستي گنبدتون با اون پرچماي سياه چقدر قشنگ شده

 

قشنگ بود ها ، ولي الان دل آدمو از جا ميكنه و دور خودش ميگردونه

 

ارباب حسين يه سوال بكنم ازتون؟؟؟

 

مگه ما دل نداريم؟؟؟

 

تا كي بايد چشم به راه يه جواب باشيم؟؟؟

 

پس شما كي ميخواي منو بطلبي؟؟

 

ارباب ديگه چه نامه ها كه براتون ننوشتم ، چه دعاهايي كه نكردم ، چه زارايي كه نزدم

 

ميدونم بالاخره يه روز يه كاري برام ميكني!

 

مطمئنّم ارباب آخه شما خيلي مهربوني!

 

باز هم از اين نامه ها ميفرستم خسته نميشم

 

مهربونترين مهربوناي دنيا

 

من تو رو ميخوام

 

تو هم منو بخواه به حرمت اين ماه

 

به حرمت خونت

 

به حرمت بين الحرمين...!

 

نصيبم كن بوسه بر حرم با صفا ي حسين اي خداي من

 

 

"مجنون ذاكر"

 

 

 

+ نوشته شده در  86/10/23   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

 

 

 سوختم باران بزن شايد تو خاموشم كني

 

 شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني

 

آه باران من سراپاي وجودم آتش است

 

 پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

 

 

 التماس دعاي فراوووون

 

 

ديگه شروع شد!

 

ماهي كه هممون لحظه شماري ميكرديم بالأخره رسيد.

 

اين ماه بوي سيدمونو ميده

 

اگر خوب گوش كنيد ميشنويد صدايي رو كه ميگه:

 ــــــــــــــــــــــــ 

سر زد از جيب فلك باز هلال قمري

 

كه محرم شد و گرديد حسينم سفري

 ــــــــــــــــــــــــ

صداي ناله ها رو ميشنوين؟؟

 

ناله هاي العطش بچه هاي كو چولوي قافله ي ارباب از حالا داره به گوش ميرسه

 

اين ناله ها حماسه ساز شدن، موندگار شدن، قيامت كردن.

 

سيدم پاشو ديگه محرم هم از راه رسيد پس كي ميخواي بري هيئت؟؟؟

 

مردم منتظرتن ميخوان صداتو بشنون

 

تشنه ي يه سينه زني حسابين!

 

سيد،، جون بي بي رقيه پاشو!!!

 

سيد به ناله هاي رباب قسمت بدم پا ميشي؟؟؟؟؟؟

 

به من نگو محرم مياد و ميره و خبري ازت نميشه

 

من اين چيزا سرم نميشه!!!

 

هنوزم منتظرم

 

ميدونم مياي مهربونم

   

 سيدم محرم هم اومد پس كي مياين؟؟؟

 

"مجنون ذاكر"

 

 

 

+ نوشته شده در  86/10/20   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

بياين امسال خودمونو محك بزنيم

 بياين عشق واقعيمونو به ارباب حداقل به خودمون ثابت كنيم

 بياين درجه ي عشقمونو به ارباب بسنجيم

 بيايم براي يك بار هم كه شده خودمونو بذاريم جاي كسي كه

 خودشو

 زندگيشو ، بچه هاشو ، برادراشو همه و همه رو...

 فداي يه چيز كرد.

 دلش پيش خواهراش بود

 امّا دل كند و رفت...

 ببينيم خودمون واقعاً حاضر ميشيم

 خودمونو اين طوري فدا كنيم

 يا علي مدد

 به خودت ثابت كن!!!

 به اربابت حسين ثابت كن كه تو يه عاشق واقعي هستي!

 

 "مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  86/10/19   به قلم مجنون ذاکر  | 


  www.majnonezaker.blogfa.comالتماس دعا

 

ديگه چيزي نمونده 

اين لحظه ها رو هم تحمل كنيد

محرم امسال هم ميرسه

امسال هم دعا كنيد

شايد شما رو بردن كربلا!!!

ما رو هم دعا كنيد

انشا الله بين الحرمين باهم...

 

"مجنون ذاكر"

+ نوشته شده در  86/10/18   به قلم مجنون ذاکر  | 


 

 مجنون ذاكر

 

اي حسين اين عشق خود از ما مگير

آنچه را خود داده اي از ما مگير 

***

عشق تو باشد تمام هست ما

هستي ما را مگير از دست ما

ـــــــــــــــــــــــــــــ

"صداي پاي محرم داره مياد"

خوب گوش كنيد!!!

 

+ نوشته شده در  86/10/17   به قلم مجنون ذاکر  | 


آسماني ميشوم ... 

 

اي تماشايي ترين مخلوق خاكي بر زمين

 

آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم

اي تما

 

 

فقط كافيه يه نگاهتونو بهم بندازين تا آسموني بشم

 

چون جر‌أتشو تو خودم نميبينم كه بخوام نگاتون كنم

 

شجاعت ميخواد نگاه كردن تو چشماي معصومتون.

 

تازه اگر شجاعتشو پيدا كنم و به چشماتون نگاه كنم

 

بهم بگين با چه جون كندني بايد از نگاتون  دل بكنم؟

 

واااااااااااااااي از دل مجنونم

 

واي

 

واي

 

از دل مجنونم

 

" مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/10/16   به قلم مجنون ذاکر  | 


يك محرم ديگه

 

يك تنهايي ديگه

 

يك غريبي دوباره

 

سيدم صداي نفساتون به گوشم نميرسه

 

سيد تو كدوم هيئت محرم رو به آخر ميرسونيد؟

 

سيدم شما كجايي تو اين محرم؟

 

سيدم چند تا محرم منتظرتون باشيم؟

 

پس كي مياين؟

 

نميگين اگر امسال شما نباشين پس دل به مداحي كي بديم؟

 

لواءالزينب...

 

ديوانگان حسين...

 

جنت الحسين...

 

كي براي اينا بخونه؟

 

يعني كسي هست كه بتونه جاي خالي شمارو برامون پر كنه ؟

 

جواب اين همه سوالو كي ميخواد بده؟؟؟

 

سيدم من به اينا ميگم شما هنوز هستين امّا بهم ميخندن

 

ميگن تو ديوونه اي

 

من بهشون ميگم شما يه جايي منتظر نشستين منتظرين محرم بشه تا

 

دوباره بياين يا حسين غريب مادرو برامون بخونيد

 

مثل گذشته

 

با همون غمي كه تو صداست

 

با همون مظلوميتي كه تو نگاهتونه

 

با همون پاكي

 

با همون صداي آسموني!

 

امّا هيچ كس باورش نميشه

 

ميگن ديوونه اي؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خوب خودتون بياين بهشون ثابت كنيد كه هستين!

 

تا شما نياين كه هيچ كس حرف منو قبول نميكنه!

 

سيدم ما از ارباب حسين مي خوايم شما رو دوباره به ما ببخشه

 

خوب ارباب كه ميتونه معجزه كنه معجزه كه از ارباب بعيد نيست

 

سيدم ...

 

ميبيني چقدر غريب شديم ديدن دوباره تون رو معجزه ميدونيم

 

باز هم از اين سه نقطه ها رديف كنيم؟؟؟

 

 

تا بدونيد خيلي حرفا تو ي سينه هامونه كه نگفتنش از گفتنش خيلي بهتره

 

سيد چه كنيم!

 

خداي ما هم بزرگه ما هم خدايي داريم

 

هنوزم منتظرت ميمونم

 

ما منتظرتون ميمونیم

 

"مجنون ذاكر"

+ نوشته شده در  86/10/16   به قلم مجنون ذاکر  |