X
تبلیغات
من مجنون کو لیلی؟؟؟

من مجنون کو لیلی؟؟؟

با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ... با خبر باش که من غرق گناهم همه شب "مجنون ذاكر"

خداحافظ ...

 

وقت خداحافظیه

چقدر زود...

باید رفت

چیزی برای گفتن ندارم.یعنی نه اینکه نداشته باشم.

دیگه نمیدونم از جملات چه طوری استفاده کنم

یادگاری های من خیلی دیر کردین

من رفتم

***

سلام ای غروب غریبانه ی دل

سلام ای طلوع سحر گاه رفتن

***

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شب های روشن

***

خداحافظ ای شعر شب های روشن

خداحافظ ای قصه ی عاشقانه

***

خدا حافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

***

خداحافظ ای هم نشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

***

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را میسپارم به دل های خسته

***

تو را میسپارم به مینای مهتاب

تو را میسپارم به دامان دریا

***

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تو را میسپارم به رویای فردا

***

به شب میسپارم تو را تا نسوزد

به دل میسپارم تو را تا نمیرد

***

اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

***

خدا حافظ ای برگ و بال دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

***

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه

***

مجنون ذاکر

 

دوستا ی خوبم هم رازهای مهربونم

حلالم کنید

اگر تو مدت با هم بودن چیزی از من دیدیدن

حلالم کنید

 

+ نوشته شده در  87/05/12ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش.

 

سلام سفر کرده های من

هنوز هم نیت ندارین از سفر برگردین؟؟؟

می ترسم از اون روزی که بیاین و من نباشم.

اگر اومدین و من نبودم که به حساب بی وفایی هام نمیذارین؟؟؟

بذارین به حساب...

چی بگم ؟؟؟ چی دارم که بگم ؟؟؟

شرمندم شرمندم شرمندم

شرمنده ی تموم شبهای ...

شرمنده ی تموم دوشنبه ها و پنج شنبه هایی که ...

شرمنده ی تموم بابایی های خوب دنیا که غریبانه ...

شرمنده ی تموم لحظه هایی که یه حسرت پرشون کرد و

شرمنده ی تموم جملاتی که یه سه نقطه جاشون رو گرفت

...

شرمندگی موند برای من و خیره شدم به دل کریم و بزرگوار شما.

منو می بخشین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من رو ببخشین

چون اون جور که باید ...

اگر یه روز برگشتین و نبودم به مهربونی یه بابایی خوب منو ببخشین

همون طور که ...

نمیدونم چرا جملات نیمه کاره می مونن؟؟؟

نمیدونم چرا اینقدر تنها شدم؟؟؟

یاشاید هم تنها بودم و نمیخواستم حقیقتو ببینم.

تنها گذاشتن و غریب کردن رسم این زمونست

تا بوده غریبی بوده و تنها یی و بی هم زبونی.

شکایتی ندارم باید صبر کرد.

صبر میکنم تا ...

خدا حافظ سفر کرده های غریب من

گاهی اگر خواستین به تنهایی من هم یه سری بزنین

دوستتون دارم

مجنون ذاکر

 

+ نوشته شده در  87/02/12ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

دستش شکسته باد به هنگام چیدنت ...

 

مجنون ذاكر

 

گل داده است  لذت  هر بار دیدنت 

دستش  شکسته باد به هنگام چیدنت

***

باید  ببینمت که دلم تازه تر شود

فرق  است بین دیدن  تو  تا شنیدنت

***

خیلی  شبیه  قصه خورشید  وابرهاست

این  طرز  خم  به  حضرت ابرو  کشیدنت

***

اصلاً گلایه  از تو ندارم  نسیم  ناب

هر سو که هست  سمت  عزیز  وزیدنت

***

جزء مرام سبز و لطیف  پرنده هاست

از شا خه ای به شاخه  دیگر  پریدنت

***

زیبا  گرا نبهای پر از ناز ،  بی گمان

عمرم  نمی  رسد به  ازاء خریدنت 

***

 این  انتخاب  هرچه شود  حاصلش  یکیست 

یا مردن به پای شما ، یا ندید نت ....!!   

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

"مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  87/01/27ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

مجنون که از لیلی سیر نمیشه !!!

 

نه هرچي فكر ميكنم با عقل جور در نمياد البته اين فقط در حد عقل يه مجنونه ولي كلّي حرفه

 

فقط يه حرف تو ذهنم ميره و مياد مجنون هيچ وقت  از ليلي خودش سيرنميشه.

 

حالا هر چقدر هم كه به روي خودم نيارم بازم نميتونم فراموش كنم تورو.

 

نميتونم فراموش كنم اون چند وجب خاكي رو كه تو رو تو خودش پنهون كرده.

 

نميتونم فراموش كنم اين يه تيكه دلو كه تو رو از همه پنهون كرده.

 

مگه تو اصلا فراموش هم ميشي؟؟؟

 

مجنون ذاكر

 

 

" مجنون ذاكرتا  ابد "

 

 

+ نوشته شده در  87/01/20ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

ســــــــــفر به خیـــــــــر

 

***سفر به خیر عاشق عزیز***

 

دعا فراموش نشه

 

دست پر برگرد

 

خدانگهدارت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  87/01/16ساعت   توسط مجنون ذاکر 

آغاز امامت تنها منجي عالم بشريت يوسف زيبا روي زهرا (عج)

 

سالروز آغاز امامت  يار و ياور شيعيان و مظلومان در آخر الزمان

 

حضرت صاحب الأمر و الزمان مهدي فاطمه (عج)

 

خدمت سيدم و تمامي رهروان تهنيت باد

 

 

مجنون ذاكر

 

*** به اميد ديدن جمال روي آن حضرت ***

 

مجنون ذاكر

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز در تاريخ

 

۱- آغاز امامت دوازدهمين ستاره ي آسمان ولايت حضرت مهدي (عج)

 

۲- سالروز ولادت آيت الله سيد علي سيستاني

 

۳- به هلاكت رسيدن عمر ( عليه لعائن الله )

 

 و شادی اهل بیت (علیهم السلام)

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  86/12/26ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

شهادت امام حسن عسکری (ع)

 

 شهادت مظلومانه ی یازدهمین ستاره ی آسمان ولایت

حضرت امام حسن عسکری (ع) را به تمام

دوستداران آن حضرت و عشاق اهل بیت تسلیت عرض میکنم.

 

مجنون ذاكر

***

مجنون ذاكر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حضرت امام حسن عسكري(ع):


امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود .

مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش 

فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد .

اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و

در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صورت و سيرت امام حسن عسكري (ع):


امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت .

ابروهای سياه کمانی ، چشمانی  درشت و پيشانی گشاده داشت .

دندانها درشت و بسيار سفيد بود .

خالی بر گونه راست داشت .

امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و

مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود .

راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش -

در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد . 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 شهادت امام حسن عسكري (ع):

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .

در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم

( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری -

رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد .

خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد .

يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته

ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند .

و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود .

بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او

مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای 

مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و

قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که

پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن

حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از

دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع

الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت

نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند

آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال

تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم

عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله

(ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی

پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت

ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های 

مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از

 آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور

حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار مي شد .

حتی قابله هايی  را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی  کنند .

 اما خداوند متعال حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان

نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را

سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود

پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به

 عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن

عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف

ديگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود .

بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر

سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست .

مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  86/12/25ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

دیگــــــــــر ...

 

مجنون ذاكر

 

آن روز كه بي صدا در غروب دلتنگي ام سفر كردي

 من كاسه اي از اشك چشمانم را بدرقه راهت كردم .

 آن روز كه ساك سفرت را برداشتي ،

من پنهاني در جيب كوچكت گلسرخي را گذاشتم

تا اگر چشمت به آن افتاد به رسم طبيعت در بهار برگردي.

 من هنوز منتظرم ،

منتظر تا با دلي صاف و ساده وقلبي روشن برگردي و بداني محبت سرايي ندارد

و بداني آنجا كه دل آدم آنجاست همان جا محبت هم هست.

كاش بهار به قلب من سري مي زد .

كاش دستي لبريز از محبت غبار غم را از پنجره دلم مي زدود.

"مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/12/24ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

گل تاب فشار در و دیوار ندارد...

مجنون ذاكر

گل تاب فشار در و ديوار و ديوار ندارد

 

 

مي نويسم فاطمه(س)

 

زني را ميبينيم كه براي دفاع از همسر مظلوم خويش محسني را از دست داد

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

دختري را ميبينم كه پر پر زدن مادر جوانش را با چشمان خودش ديد و دم نزد

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

مردي را ميبينم كه دستانش را بسته اند اما چشمان بازش خيره مانده به آنجا.

 

همان جا كه شاخه ي گل ياسي در خون غوطه ور شده است

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

آتشي را ميبينم كه زينب هنوز بار اوّليست كه آن را تجربه ميكند

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

كوچه اي را ميبينم و كودكي كه در ميان آن كوچه سيلي خوردن مادرش را ديد

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

ناله اي را ميشنوم ناله ي دختر پدر از دست داده اي را كه

 

 اهل مدينه او را از ناله كردن نيز منع كردند

 

مردمي كه به جاي مرحم گذاشتن بر زخم دلش از او خواستند كه

 

 يا شب گريه كند يا روز

 

و او چون اينهمه سنگدلي را ديد تاب نياورد و به خارج از مدينه رفت

 

ناله هايش را براي بيت الاحزان خويش گذاشت

 

 

مينويسم فاطمه(س)

 

مدينه را ميبينم مدينه اي كه ديگر نشاني از فاطمه ندارد

 

 

فاطمه...

 

فدك غصب شده...

 

ميخ در...

 

غربت علي ...

 

 

فرا رسيدن ايام محسنيه را به تمامي عشاق تسليت عرض ميكنم

 

"مجنون ذاكر"

 

 

 

+ نوشته شده در  86/12/22ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

با نام رضا (ع) به سینه ها گل بزنید

 

ــ هر که دارد هوس کوی رضا بسم الله ــ

كي دلش زيارت ميخواد ؟؟؟

آقاي ما مهمون نوازن

با اينكه غريب الغربان امّا

غريب نوازن!!!

آهاي تويي كه از همه بريدي

آهاي تويي كه از همه بدي ديدي

يه آقايي هست كه نميتوني ازش دل بكني

يه آقايي كه تو اوج غربت دست خيلي از غريبها رو گرفت

 اين آقا مريضا رو هم شفا ميده

من يكي با چشماي خودم ديدم

(( آخه مريض منو هم شفا داد ))

تو از آقا بخوا خواسته ي دلتو!!

حاشا به كرمش كه دست رد به سينت بزنه

آقا بزنم حرفمو ؟؟؟؟؟

نه نميگم بازم از اين سه نقطه ها رديف ميكنم

........................

 

شهادت ثامن الحجج (ع)

 

وقتی دل من میگیره زیرفشارغصه ها      

 

                                  جزتوپناهی ندارم.جزحرمت برم کجا

 

***

تابچه آهوی دلم به دام زلفش اسیره      

 

                         هیچ کسی نمی تونه منوازدست اقابگیره

 

***

ازکوچکی تابه حالا همیشه گفتن برامون  

 

                         کسی رورد نمیکنه از درخونش اقا مون

 

***

مسیحی روشفا میده یهودی رودوامی ده   

 

                           امشب گمونم به ماها برات کربلا می ده

 

***

پنجره فولاد رضا برات کربلا می ده           

 

                           هرکسی کربلا می ره ازحرم رضا میره

 

***

آهوی سرگردونتم اقا بلا گردونتم            

 

                       یه باردیگه راهم بده هرچی باشه مهمونتم

 

***

دلم میخوادهرچی دارم نذرامام رضا کنم      

 

                         دار وندارمو یه روز به راه اون فدا کنم

 

***

دلم میخوادهرچی دارم دونه و گندم بخرم     

 

                          با چشم گریون اقاجون رزق کبوترا کنم

 

***

دلم میخواد روبروی گنبد زردت بشینم          

 

                          شب تاسحر گریه کنم روضه مادربخونم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهادت جانسوز  ثامن الحجج علي بن موسي الرضا را

به تمامي عشاق آن حضرت تسليت عرض ميكنم

"مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/12/17ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

وفات پيامبر اكرم(ص) - شهادت امام حسن مجتبي (ع)

 

سالروز وفات پيامبر عظيم الشأن اسلام

و شهادت جانسوز غريب مدينه را به تمامي رهروان و محبان

***تسليت عرض ميكنم***

 

وفات پيامبر عظيم االشأن اسلام

 

**السلام عليك يا كريم اهل بيت**

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زآن طشت پر ز لخت جگر در مقابلش

پيدا بود كه زهر چه كرده است با دلش 

***

مظلوم چون علي و به مظلوميش گواه

آن پاره هاي دل ، كه بود در مقابلش

***

او حاصل نبوّت و بيداد دشمان

از آب شعله خيز ، شرر زد به حاصلش

***

عمر حسن ز عمر علي سخت تر گذشت

تا آن كه مرگ آمد و حلّ كرد مشكلش

***

از ورطه اي كه بود كران تا كران ملال

موجي زد و رساند شهادت به ساحلش

***

هر مرد راست ، محرم دل همسرش ولي

غربت ببين كه همسر او گشته قاتلش

***

از زهر پاره پاره و از صبر ، ريز ريز

قرآن برگ برگ شهادت بود دلش

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  86/12/14ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

يا حسين

 

 

مجنون ذاكر

 

 

تنها نه همچو شمع به پایت گریستم

 

هر جا كه دست داد برایت گریستم

 

***

در كربلای عشق تو دوشینه یك فرات

 

ای جان تشنه‌ام به فدایت گریستم

 

***

هر جا كه داد تشنه‌لبی پیش یار جان

 

بر كشتگان كرببلایت گریستم

 

***

در شام هجر از دل تنگ خرابه‌ام

 

هی ناله كردم و به عزایت گریستم

 

***

هر جا كه مرغ نوحه‌سرا نوحه كرد سر

 

پرپر زدم من و به هوایت گریستم

 

***

هر كس به سینه می‌زد و می‌گفت یاحسین

 

همراه او به زیر لوایت گریستم

 

***

در راه شام همره یك كاروان اسیر

 

بر آن سر ز جسم جدایت گریستم

 

***

زمزم شدم ز گریه سر كوی ماتمت

 

دل سعی كرد و من به صفایت گریستم

 

***

ای تشنه‌لب كه آبروی عشق خون تست

 

بر خون تو به خون خدایت گریستم

 

***

فردا كه هیچ جز غم عشقت نمی‌خرند

 

شاها گواه باش برایت گریستم

 

***

ای دیده خفته بودی و من از دل پناه

 

در ماتم حسین به جایت گریستم

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

"مجنون ذاکر"

 

 

+ نوشته شده در  86/12/11ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

سيدم هنوز غريبي؟؟؟

  

مجنون ذاكر

 

اين يك جمله ي سادست ((( تو ديگه بين ما نيستي )))

 

امّا همين جمله ي ساده كلّي حرف داره براي گفتن!

 

كاش به خودمون بيايم.

 

كاش بتونيم يه كاري بكنيم كه مثل تو بريم.

 

يعني ميتونيم؟؟؟

 

ميتونيم مثل تو سبك بال از اين دنياي كثيف دل بكَنيم؟؟؟

 

چرا به خودمون نميايم؟؟؟

 

مثلاً دلمون خوشه به خاطر تو دور هم جمع شديم .

 

با خودمون ميگيم : ماااااا نميذاريم ياد سيد جواد ذاكر از بينمون برداشته بشه و فراموش بشه .

 

امّا دريغ و صد افسوس خودمون يه كاري مي كنيم كه ...

 

تا كي دشمني؟؟؟ اگر بين خودمون اينجوري باشيم واي به حالمون!

 

ما براي چه كسايي دور هم جمع شديم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پس چرا مسائل رو ول كرديم و چسبيديم به اينكه فلاني چي كار كرد و فلاني چي گفت و ...

 

ماهايي كه وبلاگ زديم بايد حواسمون رو بيشتر از همه جمع كنيم.

 

چرا براي اينكه آمار بازديدكنندگانمون بيشتر بشه

 

 يا كامنتهامون عددش بالاتر بره هي تنشو تو گور بلرزونيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چرا دست از سرش بر نميداريم؟؟؟

 

پس كي ميخوايم به خودمون برسيم؟؟؟

 

پس آخرت خودمون ميخواد چي بشه؟؟؟

 

با اين حرفا روحش به نظرتون شاد ميشه؟؟؟

 

اگر يك نفر پيدا شه و بياد تو اين دنياي مجازي

 

بخواد از سيد جواد ذاكر طباطبايي چيزي بدونه

 

با خوندن اين مطالب كه تازگيا تو وبلاگها داره عنوان ميشه

 

به نظرتون چه فكري ميكنه؟؟؟

 

اصلا بين خودمون خيلي ها هستن كه با خوندن هر جمله اي از ما 

 

ذهنشون زود منحرف ميشه وخيلي چيزها رو

 

 حتي اگر نادرست باشه قبول ميكنن!!! 

 

پس بايد بيشتر مراقب حرف زدنامون باشيم!!!

 

به جاي اينكه جنجال به پا كنيد و جَوسازي كنيد چند تا حرف قشنگ بنويسين

 

 تا چند نفر استفاده ببرن در كنارش

 

ياد سيد جواد ذاكر رو هم زنده نگه دارين!!!

 

با خوندن برخي حرف ها تو بعضي از وبلاگ ها آدم دوست داره بميره ولي اين چيزا رو با

 

چشاي خودش نبينه.

 

اسم خودمون رو گذاشتيم ...

 

سيّد من بعد از رفتنش هم آرامش نداره

 

"مجنون ذاكر"

 

 

 

+ نوشته شده در  86/11/30ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

زینب و خنده و دشنام !!!

 

بي بي شرمنده كه با اين حرفها داغ دلتون دوباره تازه ميشه با اينكه داغي كه شما ديدين

 

كهنگي نمي شناسه هميشه تازست!

 

آعاز ماه صفر

 

 بي بي زينب وارد شام شدند با قافله ي اسيران. 

 

مگه بي بي تو اين شهر چي ديدند كه گفتند:

 

هر چه مصيبت بر من گذشت ، گذشت !!!!

 

به جز مصيبت شام كه كمرم را خم نمود.

 

شاميا اومدن استقبال .

 

وقتي استقبال يه نفر ميرن براش گل ميبرن امّا شاميها چه جوري اومدن استقبال ؟

 

ما اگر بدونيم يه نفر داغديده ست ، عزاداره ، داغ برادر ديده ، چه جوري ميريم ديدنش؟؟

 

به احترامش لباس مشكي مي پوشيم ،

 

جلوي يه آدم داغدار نمي خنديم كه مبادا داغ دلش تازه بشه

 

كه مبادا دلش بشكنه!!

 

تازه اگر يه آدم عادي  باشه اينجوري رفتار ميكنيم چه برسه به بانويي مثل بي بي زينب؟؟

 

امّا شاميا چه كردند؟؟؟

 

شنيدن بي بي داره مياد شنيدند بي بي با يه عده اسير داره مياد

 

دختر علي رو اسير كردن دارن از شهري به شهر ديگري ميبرن!

 

هر كس و نا كسي مياد مي ايسته و به ناموس رسول الله نگاه ميكنه!

 

حالا اي كاش به همين نگاه كردنا اكتفا ميكردن به گريه هاشون هم ميخندين

 

شهرشون رو تزئين كردند لباسهاي نو رو پوشيدند و به همديگه خبر دادن كه يه عدّه

 

خارجي رو دارن وارد شهر ميكنن ، عيد اعلام كردند.

 

اينجوري اومدن استقبال زينب . با نگاه هاي شماتت گرشون آتيش به جگر زينب زدند!

 

از مجلس يزيد بگم؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بگم زينب اونجا چي ديد؟؟؟

 

يزيد لعنت الله عليه بعد از اينكه تموم نيش و كنايه هاشو زد...

 

نه ديگه نميگم  ! ديگه نميتونم بگم ! ديگه طاقت نمياري بگم.

 

فقط يه چيزي ... ما طاقت نمياريم حتي بگيم و بشنويم اين مصيبتها رو !!!!!

 

امّا زينب و بقيه ي مخدّرات كه با چشماي خودشون ديدند دلشون چي بگه؟؟؟؟

 

نميگم از بساط خمر يزيد !!!

 

نميگم از حكايت چوب خيزران !!!

 

نميگم از اهانت يزيد به بي بي زينب !!!

 

نميگم...............................................

 

"مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/11/20ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

خميني ، بزرگ مرد تاريخ .

 

 

روح الله خميني (ره)

 

 

** خميني ، بزرگ مرد تاريخ **

 

 

 

سيّد بزرگواري كه سرنوشت ملتي را تغيير داد.مردي كه نامش جاويدان مانده و تا ابد

 

جاويد خواهد ماند.پيچش قلم به راستي از توصيف و شرح استقامت ، اخلاص ،

 

شكيبايي و اقتدار اين ابر مرد عرصه ي علم و عرفان و سياست عاجز است.

 

در وصفش همين بس كه هنگام بازگشت به ايران وقتي متوجّه تلاش كميته ي استقبال

 

شد فرمودند: (( مگرميخواهند كوروش را وارد ايران كنند؟طلبه اي از ايران خارج

 

شده و همان طلبه به ايران بازگشته است.))

 

سروده اي از ايشان  در مورد انتظار مهدي موعود (عج) :

 

 

غم مخور ايّام هجران رو به پايان ميرود

  اين خماري از سر ما مي گساران ميرود

 

***

 

پرده را از روي  ماه  خويش  بالا  ميزند

 

 غمزه را سر ميدهد غم ازدل و جان ميرود

 

*** 

 

بلبل اندر شاخسار گل هويدا مي شود

 

زاغ با صد شرمساري از گلستان ميرود

 

***

 

محفل از نور رخ او نور افشان مي شود

 

هر چه غير از ذكر يار، از ياد رندان مي رود

 

***

 

ابرها از نور خورشيد رخش پنهان شوند

 

پرده از رخسار آن سرو خرامان مي رود

 

***

 

وعده ي ديدار نزديك است ياران مژده باد

 

 روز وصلش مي رسد ايّام هجران ميرود

 

_______ ____________ _______

 

روحش شاد ؛ راهش پر رهرو باد.

 

"مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/11/18ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

سید اولاد پیغمبر حرمت داره !!!!!! (((( این مطلب رو بخونید کوتاهی نکنید ))))

 

مجنون ذاكر    مجنون ذاكر            مجنون ذاكر

 

**بسم الله الرحمن الرّحيم**

 

 

ذكر چند حديث در فضيلت سادات از پيامبر اكرم (ص)

 

در كتاب جامع الأخبارآمده است :

 

پيامبر اسلام مي فرمايند:

 

 

1- من رأي أولادي فصلَّ عليَّ طائعاً ، راغباً زادهُ الله في السمع و

 

البصر

 

 

معني: كسي كه يكي از فرزندان مرا ببيند و بر من درود و صلوات فرستد خداي

 

متعال شنوايي و بينايي او را افزايش ميدهد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

2- أيّها الناس!! عظِّموا أهل بيتي في حياتي و بعد مماتي ، و أكرموهُم و

 

فضّلوهُم ،لا يَحِلُّ لأحد أن يقوم لِأحد غير أهل بيتي!!!!!!!!!

 

 

معني: اي مردم!! خاندان مرا در زمان حيات وزندگي ام و پس از وفاتم ، بزرگ

 

بشماريد. و آنان را گرامي بداريد، و برتري دهيد، براي كسي جايز نيست به احترام

 

احدي به پا خيزد جز به احترام اهل بيت من!!!!!!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

3- من أكرم أولادي فقد أكرمني و من أَهانهُم فقد أهانني .

 

 

معني: كسي كه فرزندان مرا گرامي بدارد مرا گرامي داشته ، و كسي كه به

 

فرزندان من توهين نمايد در واقع به من توهين نموده است.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

4- أكرمو أولادي ألصالحون لِله ، و الطالِحونَ لي .

 

 

معني: فرزندان صالح و شايسته ي مرا به خاطر خدا ، و فرزندان طالح و ناشايست

 

را به خاطر من گرامي بداريد!!!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

5- من أراد التوصّل اليَّ و أن يكون له عندي يدٌ أشفع له بها  يوم القيامة

 

فليَصِل معَ ذريّتي و يدخِل السرورعليهم.

 

 

معني: هر كس ميخواهد عملي انجام دهد در نزد من مقرّب گردد و بدين وسيله حقّي

 

در نزد من داشته باشد تا در روز قيامت به سبب آن ، او را شفاعت نمايم ، پس به

 

خاندان و ذريّه ام خدمت كرده و در دلهاي آنها ايجاد شادي و سرور نمايد. 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

براي تمام كسايي كه سيد محمد جواد ذاكر رو نخواستن بشناسن!!

 

 

سيّد محمّد جواد ذاكرطباطبايي

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

"مجنون ذاكر" 

 

 

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

زينب كبري ذليل و خوار نيست از زنان كوچه و بازار نيست

 

 

مجنون ذاكر          مجنون ذاكر                مجنون ذاكر

 

ارباب پاشو ببين دارن خواهرتو كجا ميبرن؟؟؟

امروز زينب به كوفه رسيد

به كوفه اي كه زماني زينب اونجا زندگي ميكرد

زينب توي اون شهر بزرگ شد

اما حالا چي ميبينه؟؟؟؟

چقدر اين مردم عوض شدن !!

اينا همونان كه اگر زينبو ميديدن ...؟؟؟

اين زنا همون زنهايي هستن كه اگر زينب سلامشون ميكرد تا يه

مدت هر جا مي نشستن مي گفتن

زينب دختر علي فلان روز فلان جا به

ما سلام كرد !!! اما حالا زينب چي ميبينه؟؟؟؟

همون آدما همون زنها هموناااااااااااا

حالا اومدن استقبال زينب!!

اما چه جوري يكي سنگش ميزنه! يكي بهش صدقه ميده 

اون يكي وايساده به اشك زينب مي خنده

حالا نوبته مجلس عبيدالله رسيده !

حرومزاده وايساده رو به روي زينب با خنده بهش ميگه:

ديدي خدا با حسين چه كرد؟؟؟

ديدي چه بلاهايي سرتون اومد؟؟؟ 

اما زينب چي گفت؟؟؟سر بلند كرد و با افتخار

گفت :(( ما ر‌أيت الّا جميلا ))

من چيزي به جز زيبايي نديدم

چه صبري داشتي بي بي !!! 

الله اكبر

زينب عقل بشريت هنوز حيرون منطق توان بي بي

 

كربلا در كربلا مي ماند اگر زينب نبود

 

"مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/11/02ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

السلام عليك ايها العبد الصالح السلام عليك يا ساقي عطاشي كربلا

 

 

مجنون ذاكر

 

«السلام عليك ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لامير المؤمنين و الحسن و الحسين...

اشهد الله انك مضيت على ما مضى به البدريون و المجاهدون فى سبيل الله المناصحون فى‏جهاد اعدائه

المبالغون فى نصرة اوليائه الذابون عن احبائه...» 

 

سلام بر برادر با وفاي حسين

آقا يا امام زمان تسليت ميگم بهتون شهادت عمو ي بزرگوارتون رو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عباس یعنی با شهیدان هم نوازی

 

عباس یعنی یک نیستان تکنوازی

 

عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق

 

یعنی مسیر سبز پر پیچ و خم عشق

 

جوشیدن بحر وفا معنی عباس

 

لب تشنه رفتن تا خدا معنی عباس

 

مجنون ذاكر        مجنون ذاكر           مجنون ذاكر

 

آقا ميگن بي بي زينب خيلي منتظرتون موند تا بر گردين 

 

 آقا ميگن رقيه اميد داشت كه هرچه زودتر عموي مهربونش برگرده و

 

بياد سراغش و دوباره خوشحال باشه اونم ميدونست بعد از عمو عباس

 

از خوشحالي خبري نيست كه نيست !

 

 آقا رباب علي كوچيكشو گرفته تو بغل ميدونه با آوردن اسم تو بچش

 

آروم ميشه سرشو ميبره كنار گوش علي كوچيكش بهش ميگه پسرم ،

 

عليم ، تحمل كن مادر يكم ديگه صبر داشته باش ، بهش ميگه

 

اي آرزو هاي رباب قدري تحمل كن بخواب

 

علي قشنگم يه كم ديگه تحمل كني عمو عباست برميگرده با دست پر

 

برميگرده (( آخه رباب خبر نداشت عباس براش دستي باقي نميمونه ))

 

حالا ديگه شيرخواره هم آروم گرفته با شنيدن اسم عمو عباسش دلش

 

قرص شده

 

زينب زينب زينب

 

وايساده دم خيمه منتظره چشم به راه دوخته منتظره دوباره قد رشيد

 

داداش جوونشو با چشاي باز باز ببينه

 

حالا چشماشو بسته حالا داره فكر ميكنه حالا داره تجسم ميكنه حالا داره

 

به تنها آرزوش فكر ميكنه

 

به اين فكر ميكنه كه همونطور كه وايساده و منتظره يهو داداش عباسش

 

از راه ميرسه سوار اسب داره ميتازه و مياد طرف زينب !

 

 به گرد و خاكي كه از دويدن اسب داداشش به عرش آسمون رسيده با

 

ذوق و شوق نگاه ميكنه از دور واسه داداشش دعا ميخونه نكنه كسي

 

داداشمو چشم بزنه قد رشيدش آخه لنگه نداره!!

 

ميره به روزاي خوبي كه با عباس داشت !

 

 

عباس هميشه مراقب زينب بود هيچ وقت نميذاشت زينب اذيت بشه هيچ

 

وقت!

  

زينب تو همين فكرو خيالاست چشم باز ميكنه و اميد داره داداشش

 

برگرده خدا اميد هيچ كسو نا اميد نكنه

 

 

وايساده ميگه الان مياد الان دادشم از راه ميرسه الانه كه دوباره ببينمش

 

ايندفعه اگه برگرده...

 

امّا يه چيز ديگه ميبينه اي وااااااااااااااااااااااااي زينب چي ميبينه؟؟

 

حسين حسين

 

 

حسين آروم آروم داره مياد طرف خيمه گاه امّا دستشو گرفته به كمرش

 

زينب با حسرت به برادرش چشم دوخته

 

چرا حسين نمياد طرفش چرا داره ميره طرف خيمه ي عباس امّا زينب

 

از ديدن يه چيز خوشحال شد

 

اون ميدونست هر كي كه شهيد بشه حسين با كمك بقيه ميارتش تو خيمه

 

ي شهدا امّا ديد حسين عباسو نياورد خوشحال شد

 

پس هنوز داداشم زندست پس هنوز بي عباس نشدم

 

(( آخه زينب خبر نداره عباس به حسين چي گفته!!

 

اون دم آخري عباس از حسين يه خواهش كرد

 

داداش.............

 

منو به خيمه ها نبر بذار همينجا بمونم بذار همين جا بمونم بذار همين جا

 

بمونم

 

داداش من از روي زينب خجالت ميكشم

 

 

داداش من به رقيت قول دادم

 

داداش رباب هنوزم چشم اتنتظارمه ميدونم

 

داداش منو به خيمه گاه نبر))

 

زينب از فكري كرده بود دلش روشن شده بود ته دلش ميگفت داداش

 

رشيدم مياد ميااااااااااااااااااد

 

اما زينب هنوزم چشاشو دوخته به حسين كه با كمر خميده داره ميره

 

طرف خيمه ي عباس نميدونه چه خبره

 

يا نميخواد باور كنه داداشش مرده داره ميبينه

 

حسين رفت تو خيمه ي عباس زينب دستشو گذاشت رو قلبش

 

حسين ستون خيمه ي عباسو پايين كشيد زينب پلك نزد

 

ديگه نتونس پلك بزنه توانايي پلك زدنو هم از دست داد بي بي

 

دستشو گرفت به پهلوش آروم آروم نشست دم در خيمه چشاشو بست

 

آرزو كرد ديگه چشم باز نكنه ميدونست حسين هم براش نميمونه ديگه

 

ناي نفس كشيدنش نبود بي بي مونده بود به رقيه چي بگه

 

رباب رباب هنوزم چشم دوخته به خيمه حسين نميتونست تو چشاي

 

زينب نگاه كنه با اين كارش زينب فهميد بي برادر شده

 

با اين كارش به زينب گفت زينبم بي يار و ياور شدي زينبم تنها شدي

 

((زينبم بي عباس شدي))

  

 "مجنون ذاکر"

 

+ نوشته شده در  86/10/28ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

دوباره دل شد هوایی

 

 

 

 

يا حسين التماس دعا از همتون تو اين ماه عزيز 

قلبم شكسته

 

بعد يه عمر در به دري اينه جواب من؟؟؟

 

ارباب من كه اينقدر دوست دارم حرمتونو ببينم؟؟؟؟؟؟

 

من كه ...

 

ارباب حسين اينه رسمش!!!

 

شنيده بودم اگر هر وقت دلت  خيلي شكست و با چشماي گريون دعا كردي

 

دعات مستجاب ميشه!!!

 

منم اين كارو كردم

 

تو خود گفتي كه در قلب شكسته خانه داري

 

قلبم حسابي شكسته بود

 

دلم فقط يه زيارت ميخواست

 

خواستم ازت،، با چشاي گريون هم ازت خواستم امّا ...

 

اينطوريه؟؟؟

 

هر كي اومد پيشت دستش يه نامه فرستادم

 

گفتم اينو بندازين تو ضريح اربابم خودش ميدونه جوابمو چه طوري بده!

 

گفتم شما ها يي كه دارين ميرين زيارت به ارباب بگين:( من منتظر جوابش ميمونم.)

 

صبرم زياده نامه ها يكي يكي رسيدن دستت،،، امّا دريغ از يه جواب

 

ارباب ميخوام باهات درد دل كنم

 

ميخوام سرمو بذارم روي ضريح و زار بزنم ميخوام ضجّه بزنم ميخوام فرياد بزنم

 

 

ميخوام بگم آقا ، مولا ، سرور،

 

من كربلا ميخوام ، من زيارتتو ميخوام ،

 

من دلم حسابي براي تل زينبيه تنگه

 

من ميخوام با پاهاي برهنه تو بين الحرمين راه برم

 

من ميخوام با چشاي گريون از برادرتون رخصت بگيرم و بيام طرف شما

 

واي ارباب كفّ العباسو نگين كه دلم آتيش ميگيره

 

خيمه گاه ، قتلگاه ، مقام شهدا...

 

 من ميخوام چشمام بيافته به گنبد قشنگت تا دوباره دلم حالي به حالي بشه

 

من...

 

 راستي گنبدتون با اون پرچماي سياه چقدر قشنگ شده

 

قشنگ بود ها ، ولي الان دل آدمو از جا ميكنه و دور خودش ميگردونه

 

ارباب حسين يه سوال بكنم ازتون؟؟؟

 

مگه ما دل نداريم؟؟؟

 

تا كي بايد چشم به راه يه جواب باشيم؟؟؟

 

پس شما كي ميخواي منو بطلبي؟؟

 

ارباب ديگه چه نامه ها كه براتون ننوشتم ، چه دعاهايي كه نكردم ، چه زارايي كه نزدم

 

ميدونم بالاخره يه روز يه كاري برام ميكني!

 

مطمئنّم ارباب آخه شما خيلي مهربوني!

 

باز هم از اين نامه ها ميفرستم خسته نميشم

 

مهربونترين مهربوناي دنيا

 

من تو رو ميخوام

 

تو هم منو بخواه به حرمت اين ماه

 

به حرمت خونت

 

به حرمت بين الحرمين...!

 

نصيبم كن بوسه بر حرم با صفا ي حسين اي خداي من

 

 

"مجنون ذاكر"

 

 

 

+ نوشته شده در  86/10/23ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

محرّم هم از راه رسيد خوشحاليم كه محرّم امسال رو هم داريم به چشم ميبينيم و ناراحتيم كه...

 

 

 

 سوختم باران بزن شايد تو خاموشم كني

 

 شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني

 

آه باران من سراپاي وجودم آتش است

 

 پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

 

 

 التماس دعاي فراوووون

 

 

ديگه شروع شد!

 

ماهي كه هممون لحظه شماري ميكرديم بالأخره رسيد.

 

اين ماه بوي سيدمونو ميده

 

اگر خوب گوش كنيد ميشنويد صدايي رو كه ميگه:

 ــــــــــــــــــــــــ 

سر زد از جيب فلك باز هلال قمري

 

كه محرم شد و گرديد حسينم سفري

 ــــــــــــــــــــــــ

صداي ناله ها رو ميشنوين؟؟

 

ناله هاي العطش بچه هاي كو چولوي قافله ي ارباب از حالا داره به گوش ميرسه

 

اين ناله ها حماسه ساز شدن، موندگار شدن، قيامت كردن.

 

سيدم پاشو ديگه محرم هم از راه رسيد پس كي ميخواي بري هيئت؟؟؟

 

مردم منتظرتن ميخوان صداتو بشنون

 

تشنه ي يه سينه زني حسابين!

 

سيد،، جون بي بي رقيه پاشو!!!

 

سيد به ناله هاي رباب قسمت بدم پا ميشي؟؟؟؟؟؟

 

به من نگو محرم مياد و ميره و خبري ازت نميشه

 

من اين چيزا سرم نميشه!!!

 

هنوزم منتظرم

 

ميدونم مياي مهربونم

   

 سيدم محرم هم اومد پس كي مياين؟؟؟

 

"مجنون ذاكر"

 

 

 

+ نوشته شده در  86/10/20ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

بیایــــــــــــــــــــــــــــــــن...

 

بياين امسال خودمونو محك بزنيم

 بياين عشق واقعيمونو به ارباب حداقل به خودمون ثابت كنيم

 بياين درجه ي عشقمونو به ارباب بسنجيم

 بيايم براي يك بار هم كه شده خودمونو بذاريم جاي كسي كه

 خودشو

 زندگيشو ، بچه هاشو ، برادراشو همه و همه رو...

 فداي يه چيز كرد.

 دلش پيش خواهراش بود

 امّا دل كند و رفت...

 ببينيم خودمون واقعاً حاضر ميشيم

 خودمونو اين طوري فدا كنيم

 يا علي مدد

 به خودت ثابت كن!!!

 به اربابت حسين ثابت كن كه تو يه عاشق واقعي هستي!

 

 "مجنون ذاكر"

 

+ نوشته شده در  86/10/19ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

لبیک یا حسیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

  www.majnonezaker.blogfa.comالتماس دعا

 

ديگه چيزي نمونده 

اين لحظه ها رو هم تحمل كنيد

محرم امسال هم ميرسه

امسال هم دعا كنيد

شايد شما رو بردن كربلا!!!

ما رو هم دعا كنيد

انشا الله بين الحرمين باهم...

 

"مجنون ذاكر"

+ نوشته شده در  86/10/18ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

فقط دو روز تا محرم وقت داريم خودتونو آماده كردين؟؟؟

 

 مجنون ذاكر

 

اي حسين اين عشق خود از ما مگير

آنچه را خود داده اي از ما مگير 

***

عشق تو باشد تمام هست ما

هستي ما را مگير از دست ما

ـــــــــــــــــــــــــــــ

"صداي پاي محرم داره مياد"

خوب گوش كنيد!!!

 

+ نوشته شده در  86/10/17ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

آسماني ميشوم وقتي ...

آسماني ميشوم ... 

 

اي تماشايي ترين مخلوق خاكي بر زمين

 

آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم

اي تما

 

 

فقط كافيه يه نگاهتونو بهم بندازين تا آسموني بشم

 

چون جر‌أتشو تو خودم نميبينم كه بخوام نگاتون كنم

 

شجاعت ميخواد نگاه كردن تو چشماي معصومتون.

 

تازه اگر شجاعتشو پيدا كنم و به چشماتون نگاه كنم

 

بهم بگين با چه جون كندني بايد از نگاتون  دل بكنم؟

 

واااااااااااااااي از دل مجنونم

 

واي

 

واي

 

از دل مجنونم

 

" مجنون ذاكر"

 

 

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت   توسط مجنون ذاکر  | 

محرم رو با شما شناختيم! بي شما چه طوري ادامش بديم؟؟خدا كمكمون كنه

يك محرم ديگه

 

يك تنهايي ديگه

 

يك غريبي دوباره

 

سيدم صداي نفساتون به گوشم نميرسه

 

سيد تو كدوم هيئت محرم رو به آخر ميرسونيد؟

 

سيدم شما كجايي تو اين محرم؟

 

سيدم چند تا محرم منتظرتون باشيم؟

 

پس كي مياين؟

 

نميگين اگر امسال شما نباشين پس دل به مداحي كي بديم؟

 

لواءالزينب...

 

ديوانگان حسين...

 

جنت الحسين...

 

كي براي اينا بخونه؟

 

يعني كسي هست كه بتونه جاي خالي شمارو برامون پر كنه ؟

 

جواب اين همه سوالو كي ميخواد بده؟؟؟

 

سيدم من به اينا ميگم شما هنوز هستين امّا بهم ميخندن

 

ميگن تو ديوونه اي

 

من بهشون ميگم شما يه جايي منتظر نشستين منتظرين محرم بشه تا

 

دوباره بياين يا حسين غريب مادرو برامون بخونيد

 

مثل گذشته

 

با همون غمي كه تو صداست

 

با همون مظلوميتي كه تو نگاهتونه

 

با همون پاكي

 

با همون صداي آسموني!

 

امّا هيچ كس باورش نميشه

 

ميگن ديوونه اي؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خوب خودتون بياين بهشون ثابت كنيد كه هستين!

 

تا شما نياين كه هيچ كس حرف منو قبول نميكنه!

 

سيدم ما از ارباب حسين مي خوايم شما رو دوباره به ما ببخشه

 

خوب ارباب كه ميتونه معجزه كنه معجزه كه از ارباب بعيد نيست

 

سيدم ...

 

ميبيني چقدر غريب شديم ديدن دوباره تون رو معجزه ميدونيم

 

باز هم از اين سه نقطه ها رديف كنيم؟؟؟

 

 

تا بدونيد خيلي حرفا تو ي سينه هامونه كه نگفتنش از گفتنش خيلي بهتره

 

سيد چه كنيم!

 

خداي ما هم بزرگه ما هم خدايي داريم

 

هنوزم منتظرت ميمونم

 

ما منتظرتون ميمونیم

 

"مجنون ذاكر"

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت   توسط مجنون ذاکر  |