شهادت مظلومانه ی یازدهمین ستاره ی آسمان ولایت
حضرت امام حسن عسکری (ع) را به تمام
دوستداران آن حضرت و عشاق اهل بیت تسلیت عرض میکنم.

***

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حضرت امام حسن عسكري(ع):
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود .
مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش
فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد .
اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و
در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صورت و سيرت امام حسن عسكري (ع):
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت .
ابروهای سياه کمانی ، چشمانی درشت و پيشانی گشاده داشت .
دندانها درشت و بسيار سفيد بود .
خالی بر گونه راست داشت .
امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و
مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود .
راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش -
در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شهادت امام حسن عسكري (ع):
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .
در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم
( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی حضرت امام حسن عسکری -
رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد .
خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد .
يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته
ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند .
و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود .
بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او
مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای
مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و
قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که
پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای آن مي کردند که آن زهری که به آن
حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از
دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع
الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت
نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند
آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال
تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم
عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله
(ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی
پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت
ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های
مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از
آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور
حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی (ع ) تکرار مي شد .
حتی قابله هايی را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی کنند .
اما خداوند متعال حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان
نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را
سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود
پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به
عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن
عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف
ديگری داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود .
بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع ) شهر
سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست .
مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
"مجنون ذاكر"